تبليغاتX
بالهای سوخته - آب
بیا ساقیا می به گردش در آر ................................................ که دلگیرم از گردش روزگار

 
 تمام شعرهایم را به آب سپردم

 

 شاعرانه هایم آب را آلودند

  

 عاشقانه هایم غرق شدند

 

               و

 

 عارفانه هایم را آب با خود برد.

 

 تنها نگاه غمگین من بود که بر اینهمه بیهودگی باقی ماند.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 4:0 بعد از ظهر  توسط پرستش  |