تبليغاتX
بالهای سوخته
بیا ساقیا می به گردش در آر ................................................ که دلگیرم از گردش روزگار

 




 الهی با من چه کردی


 چه کردی الهی ...


یا قهار


هیزم آتش قهرت کردی مر
ا


 تا مدام بسوزم


می دانم


به باد خواهی داد


خاکستر مرا هم به باد خواهی داد


 * انت تعلمُ ضعفی و رقة جلدی *


" تو می دانی که درذلت  اسیرم


بجز مهرت که باشد دستگیرم "


به جرم عاشقی در آتشم مپسند


که من به جلوه ی تو عاشق شدم


هر چه کردم تو کردی


 
* اذ رَمیتُ ما رمیت *


" معلول توام ، علت هستی


من ذره ام و مهر تو هستی "


* یا ستارالعیوب کریم العفو *


تو فقط بگو


بگو: بنده ی من ،  تا ز عرش بگذرد خنده ی من


 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط پرستش  |