|
بیا ساقیا می به گردش در آر ................................................ که دلگیرم از گردش روزگار
|
بهار من که خزان شد عشق من ؛ بهارت سبز
خزان تمام جهان شد عشق من ؛ بهارت سبز
خـــدا که نام تو را عشـق من ؛ قریـــنم کـرد
به من بگو که چرا عشق من ؛ غریـــبم کـرد
من و تو آن ِ همیـم عشـق من ؛ کنــارم باش
من و تو جان ِ همیم عشق من ؛ کنــارم باش
تو جان و هستی من عشق من ؛ بمان با من
تو جام و مستی من عشق من ؛ بمان با من
بمان با من