|
بیا ساقیا می به گردش در آر ................................................ که دلگیرم از گردش روزگار
|
بیا ساده باشیم ... من خسته ام
و دلگــیر از این نقــش برجسته ام
بیا روح من مثل آیینه است
و اعماق قلب ترا دیده است
بیا ساده باشیم ... این سخت نیست
و باور کن این کوچـه بن بسـت نیست
بگو ســاده با من که می خواهمت
و صادق تر از آب و آیینه می دانمت
زبــان تو بــا قـلبت انگــار نیست
نه پنهان مکن ... جای انکار نیست
چه تردید تلخی یقین را شکست
و شک ... روزن عشق را ساده بست
بیا شـــعر من ارمغــان غمت
برو ساده گفتم ... نمی خواهمت